تبليغاتX
نمیدونم!!! - همینطوریاه

نمیدونم!!!

ه ی ی ی چ

همینطوریاه
 

نمیدونم مثل همیشه... دوسم داره. منم ... نمیدونم من چی اما فکر کنم منم دوسش دارم اما نمیدونمممممممممم میگه نگران منه منم میگم گه بگیره این نگرانیاتو که به زندگیم گه زده

من و تو تنها یه شرط رو برای ادامه داریم و اونم عشقی عمیقیه که بینمونه.    من میگم..... نمیدونم منم باید این جمله رو تایید کنم دوسش دارم اما نمیدونم چرا بعد از اینهمه اتفاق یه آدم میتونه انقدر احمق باشه که اینطوری فکر کنه و بازم علاقه ای در بین باشه.

مو رو از ماست میکشه بیرون و مثل یه کیس مطالعاتی جدی به همه اینها فکر میکنه و کار تئوریکیکیک ـ!!!ـ انجام میده . نمیدونم چرا نمیفهمه برا همه چی نمیشه چرتکه انداخت چرا نمیفهمه!! میگه من رفتنیم منم میگم خودتو لوس نکن حال ندارم نازکشی کنم.     میگه دوست دارم منم تویه دلم میگم من خیلی خستم خورد شدم...... بسه... کی تموم میشه....... بهش میگم دوست دارم اما دارم فکر میکنم بیش از اونچه آسیب خوردم دیگه آسیب نخورم...

یعنی میشه ظرف ۷ سال گل سالای زندگی اینهمه اتفاق وحشتناک بیفته اونم تویه این رابطه حیرت انگیز!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:38  توسط آرزو  |